بازار جهانی طلا پس از چند هفته نوسان کمرمق، سرانجام با یک حرکت قدرتمند صعودی غافلگیر شد. قیمت هر اونس طلا در معاملات اخیر بیش از ۴ درصد افزایش یافت و به محدوده ۴۲۶۶ دلار رسید؛ رشدی که میتواند معادلات بازار جهانی و همچنین بازار طلای ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، این جهش در بازار داخلی بهطور کامل منعکس نشد. کاهش نرخ دلار آزاد که در پی تحولات سیاسی و افزایش امیدواریها نسبت به مسیر دیپلماتیک رخ داد، بخش قابل توجهی از اثر صعودی طلای جهانی را خنثی کرد. در نتیجه، طلای ۱۸ عیار با وجود رشد قیمت، همچنان پایینتر از سطحی معامله میشود که بر اساس نرخ دلار و قیمت اونس جهانی برای آن محاسبه میشود.
اکنون پرسش اصلی فعالان بازار این است که آیا این فاصله قیمتی در روزهای آینده جبران خواهد شد یا ادامه افت دلار اجازه رشد قابل توجه طلای داخلی را نخواهد داد؟
اونس جهانی از محدوده رکودی خارج شد
حرکت اخیر طلای جهانی را نمیتوان صرفاً یک نوسان عادی در بازار دانست. اونس طلا پس از چندین هفته حرکت رفتوبرگشتی در یک محدوده فشرده، سرانجام از این وضعیت خارج شد و با ثبت رشدی بیش از ۴ درصد، خود را به محدوده ۴۲۶۶ دلار رساند.
از نگاه تکنیکال، شکستن یک محدوده رنج طولانی میتواند نشانهای از پایان دوره تراکم و آغاز مرحلهای تازه از نوسانات باشد. به همین دلیل، معاملهگران اکنون منتظرند ببینند آیا قیمت طلا میتواند در سطوح بالاتر تثبیت شود یا جهش اخیر صرفاً واکنشی موقت به اخبار و تحولات بازار بوده است.
افزایش فعالیت معاملاتی همزمان با این حرکت صعودی نیز اهمیت شکست اخیر را بیشتر کرده است. اگر اونس بتواند بالای محدودههای جدید باقی بماند، احتمال ادامه روند صعودی تقویت خواهد شد؛ در غیر این صورت، بازار ممکن است بخشی از رشد اخیر را پس بگیرد.
چرا رشد اونس به بازار ایران منتقل نشد؟
در بازار داخلی، شرایط کاملاً متفاوت بود. همزمان با جهش قیمت طلای جهانی، دلار آزاد مسیر نزولی در پیش گرفت و تا محدوده ۱۸۸ هزار تومان عقب نشست.
از آنجا که قیمت طلا در ایران بهشدت به دو متغیر نرخ دلار و قیمت اونس جهانی وابسته است، افت ارز توانست اثر مثبت رشد اونس را تا حد زیادی خنثی کند.
طلای ۱۸ عیار در این شرایط در محدوده ۱۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان معامله شد. این در حالی است که اگر نرخ دلار کاهش پیدا نمیکرد، جهش قیمت جهانی طلا میتوانست رشد بسیار بیشتری را در بازار داخلی ایجاد کند.
بنابراین، بازار طلای ایران در حال حاضر تحت تأثیر دو نیروی مخالف قرار گرفته است: اونس جهانی بهعنوان عامل صعودی و دلار داخلی بهعنوان عامل کاهشی.
ارزش واقعی طلای ۱۸ عیار چقدر است؟
یکی از نکات قابل توجه بازار فعلی، فاصله میان قیمت معاملهشده طلای ۱۸ عیار و ارزش محاسباتی آن است.
با فرض اونس جهانی در محدوده ۴۲۵۸ دلار و دلار آزاد در حوالی ۱۸۸ هزار تومان، محاسبات انجامشده نشان میدهد ارزش هر گرم طلای ۱۸ عیار باید حدود ۱۹ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان باشد.
این در حالی است که قیمت بازار در سطح پایینتری قرار دارد. به عبارت دیگر، بازار داخلی هنوز تمام رشد اخیر اونس جهانی را در قیمت طلای ۱۸ عیار منعکس نکرده است.
حتی با در نظر گرفتن سناریوی محتاطانهتر و فرض دلار ۱۸۵ هزار تومانی، ارزش محاسباتی طلای ۱۸ عیار همچنان در محدوده ۱۹ میلیون تومان قرار میگیرد.
این فاصله میتواند در صورت تغییر شرایط بازار به یک عامل حمایتی تبدیل شود؛ البته نباید آن را بهعنوان تضمینی برای افزایش قیمت در نظر گرفت. هرگونه تغییر در نرخ دلار یا تحولات سیاسی میتواند محاسبات فعلی را تغییر دهد.
تحولات سیاسی چگونه مسیر طلا و دلار را تغییر داد؟
جهش اونس جهانی در شرایطی اتفاق افتاد که بازارهای بینالمللی همچنان نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیکی حساس هستند. اخبار مربوط به تحولات تنگه هرمز و افزایش نگرانیها درباره ریسکهای منطقهای، تقاضا برای داراییهای امن از جمله طلا را افزایش داده است.
در مقابل، در بازار داخلی انتشار اخبار امیدوارکننده درباره تحولات سیاسی و احتمال کاهش تنشها باعث شد فشار فروش در بازار ارز افزایش پیدا کند.
بازگشت دلار به زیر مرز ۱۹۰ هزار تومان، در نهایت باعث شد بخش قابل توجهی از رشد طلای جهانی در بازار ایران خنثی شود.
به همین دلیل، مسیر آینده بازار داخلی تا حد زیادی به این بستگی دارد که کدامیک از این دو جریان در روزهای آینده دست بالا را پیدا کند: ادامه رشد اونس جهانی یا ادامه کاهش نرخ دلار.
بازار در انتظار یک سیگنال قطعی سیاسی است
اگرچه اخبار و گمانهزنیهای سیاسی در روزهای اخیر تأثیر محسوسی بر بازارها گذاشتهاند، اما هنوز نمیتوان از یک مسیر قطعی برای تحولات آینده سخن گفت.
ادامه تنشهای ژئوپلیتیکی میتواند تقاضا برای طلا را افزایش داده و از اونس جهانی حمایت کند. در مقابل، تقویت اخبار مربوط به مذاکرات و کاهش تنشها میتواند فشار بیشتری بر دلار وارد کند و رشد طلای داخلی را محدود سازد.
در چنین شرایطی، معاملهگران ترجیح میدهند پیش از ورود سنگین به بازار، منتظر اخبار رسمی و روشن شدن مسیر تحولات سیاسی بمانند.
طلای ۱۸ عیار در محدوده فشرده؛ شکست بزرگ نزدیک است؟
از منظر تکنیکال، طلای ۱۸ عیار همچنان در یک محدوده نسبتاً فشرده حرکت میکند. قیمت طی بیش از دو هفته عمدتاً بین محدوده ۱۸ تا ۱۹ میلیون تومان نوسان داشته است.
نکته مهم، کاهش تدریجی فاصله میان سقفها و کفهای قیمتی است. چنین الگویی معمولاً نشاندهنده افزایش تراکم در بازار و نزدیک شدن به یک حرکت جدیتر است.
اگر قیمت بتواند از سقف این محدوده عبور کند، احتمال آغاز یک موج صعودی جدید افزایش خواهد یافت. در مقابل، شکست حمایت ۱۸ میلیون تومانی میتواند فشار فروش را افزایش داده و مسیر را برای حرکت به سمت محدوده ۱۷ میلیون تومان باز کند.
به همین دلیل، محدوده فعلی را میتوان یکی از نقاط حساس بازار طلا دانست؛ جایی که جهت شکست میتواند چشمانداز میانمدت قیمت را تعیین کند.
دو سناریو برای قیمت طلای ۱۸ عیار
در سناریوی نخست، اگر اخبار مثبت سیاسی ادامه پیدا کند و دلار همچنان تحت فشار فروش باشد، احتمال کاهش قیمت طلای ۱۸ عیار تا محدوده حمایتی ۱۸ میلیون تومان وجود دارد. از دست رفتن این سطح میتواند احتمال حرکت به سمت محدوده ۱۷ میلیون تومان را افزایش دهد.
سناریوی دوم، ادامه رشد اونس جهانی است. در صورتی که طلای جهانی بتواند در سطوح بالاتر تثبیت شود، قدرت این عامل میتواند اثر کاهش دلار را تا حدی خنثی کند. در این حالت، حتی با تداوم اصلاح نرخ ارز، افت قیمت طلای داخلی ممکن است محدودتر شود.
جمعبندی
بازار طلا اکنون در شرایطی قرار گرفته که دو عامل قدرتمند در جهت مخالف یکدیگر حرکت میکنند. از یک طرف، اونس جهانی پس از هفتهها رکود بیش از ۴ درصد رشد کرده و به محدوده ۴۲۶۶ دلار رسیده است؛ از طرف دیگر، کاهش نرخ دلار آزاد مانع از انتقال کامل این رشد به بازار داخلی شده است.
محاسبات فعلی نشان میدهد طلای ۱۸ عیار در محدوده ۱۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، پایینتر از ارزش محاسباتی خود بر اساس قیمت اونس و دلار قرار دارد. با این حال، جبران این فاصله بههیچوجه قطعی نیست و به روند قیمت جهانی طلا، نرخ ارز و مهمتر از همه تحولات سیاسی بستگی دارد.
در شرایط فعلی، محدوده ۱۸ میلیون تومان بهعنوان حمایت مهم و محدوده ۱۹ میلیون تومان بهعنوان یک مرز کلیدی برای قیمت طلای ۱۸ عیار اهمیت ویژهای دارند. بازار در انتظار سیگنال بعدی است و انتشار اخبار سیاسی جدید میتواند این تعادل شکننده را در هر دو جهت تغییر دهد.


